
دلم میخواد عاشق بشم، ولی نمیخوام عشق دوم کسی باشم.. دلم میخواد با یکی صحبت کنم، ولی نمیخوام سربارِ کسی باشم.. دلم میخواد دستای یکی رو بگیرم، ولی نمیخوام دستاش سرد! باشه.. دلم میخواد یکی بود که تا آخرش میموند؛ دلم میخواد و همچنانم میخواد.....
ادامه مطلب
باز دیدن همان صحنه که لحظه دیدنش، جهان برای ثانیه ای ایستاده برایشان اشک می ریخت! لحظه ای که تمام هستی با همه عظمتش در مقابل چشمانم فقط در همین دو نفر خلاصه میشد.. دونفر که همزمان ترحم هزاران رهگذر در پی شان بود و کاری از دستِ کسی بر نمی آمد.. خدایا خودت کاری بکن......
ادامه مطلب
گاهی وقتا آدم تو یه دوراهی قرار میگیره که انتخاب بینشون خیلی سخت میشه. عقل یک چیز حکم میکنه، دلت یه چیز دیگه، ولی از یه چیزی که همیشه ازش بدم میومده همین "مابین" بودنِ.. یا رومی روم یا زنگی زنگ باش.. xa0 تنها چیزی که میدونم اینه که باید بیشتر بخونم.. بخونم و بخونم تا به احساسم غلبه کنم.....
ادامه مطلب
استادِ بزرگ کردن مسائل کوچیکم.. هزار بار برای خودم نوشتم و تکرار کردم: حرفهای مردم برام مهم نیست، اما باز دارم تحتِ تاثیر قرار میگیرم.. ولی این بار دیگه نـــــــــــــــه.. من اونقدری اعتماد به نفس دارم که در مقابل این حرفها کم نیارم.. گرچه خودم میدونم این قصه تکراریه و تا الان من هیچ کاری برا تموم شدنش نکردم ولی از این به بعد دیگه بیخیالِ هر چی که میبینن و میگن.. خودمم میدونم یه چیزِ کاملا مزخرفیه ولی باز الکی بزرگش میکنم.. xa0 من میتونم، چون میخوام.. xa0...
ادامه مطلب
شکایت این روزها را پیش چه کسی ببرم؟ دلمُردگی این روزهایم را به حساب چه کسی بگذارم؟ xa0 این روزها هر لحظه ناخودآگاه به یه سمتی خیره میشم و غرق تو این فکر: که چرا همه چی بهم ریخته؟ کجای مسیر زندگی راه رو اشتباهی اومدم؟ لعنتی ترین روزهای زندگی دارن پشتِ سرِ هم میان و میرن و دریغ از لحظه ای نفس راحت کشیدن، با خیال راحت خوابیدن، با دلخوشی بیدار شدن، لحظه ای زندگی کردن! بسه دیگه لطفا تموم شو.. xa0 وقتی زندگی خوبی نداشته باشی، روحیۀ خوبی هم نداری.....
ادامه مطلب
نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد xa0 بختم ار یار شود رختم از این جا ببرد کو حریفی کش سرمست که پیش کرمش xa0 عاشق سوخته دل نام تمنا ببرد xa0 ...
ادامه مطلب