
امروز اتفاقی تو یکی از کانال های تلگرامی لینکی رو دیدم برای ثبت نام اهداء عضو.. همیشه دلم میخواست عضوش باشم، ولی فکر میکردم باید حضوری برا ثبت نام اقدام کنی، برا همین دنبالش نبودم. از طریق اون لینک رفتم سایتش و ثبت نام کردم. تو اون چند دقیقه همش به لحظه مرگم فکر میکردم. به عکس العمل های اطرافیانم، به قضاوتاشون، به آدمایی که قراره اعضاء بدن من به اونا پیوند زده بشه.. xa0 دلم میخواست همه جزییات مرگم رو بنویسم! از اول تا اون لحظه آخرش، به همون شکلی که همیشه تصورش میکنم.. نمیدونم از مرگ میترسم یا نه...
ادامه مطلب
قراره زندگی من چه شکلی باشه؟ نیمه گمشده من الان داره به چه چیزایی فکر میکنه؟ xa0 گاهی وقتا مرضِ وب گردی! به سرم میزنه میرم و وبلاگای به روز شده رو میخونم.. حالا غیر از اینکه وقتی آدم میبینه بعضی رابطه هارو، دلش رابطه!! میخواد؛ ولی خوندن حرفهای آدمهای مجازی همانا و فکر و خیال برداشتن من هم همان.. همه که نمیشه گفت، ولی اکثر آدما پشتِ این صفحات مجازی تو زندگیشون حداقل یک نفر هست که اونارو تنها گذاشته و یا دارن "فعلا" به خوبی و خوشی در خفا به هم پیام میدن و هم و میبینن و عده ای هم با چند نفر!! در ار...
ادامه مطلب
تو سکوتِ سنگینِ شب چیزی مثه شنیدنِ صدای باروون نمیچسبه.. شب خودش پُر از آرامشِ؛ حالا اگه بارونم تَنگش باشه دیگه فوق العاده میشه.. و آهنگی که به صورت کاملا اتفاقی پِلی میکنی و ناگهان به دل میشینه.. آهنگ «با توام» احسان خواجه امیری.. "جای دل کندن جان بخواه از منxa0 ....xa0 من که میمیرم برای زندگی با تو"...
ادامه مطلب
از 95/08/05 کارم رو رسما آغاز کردم.. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ اي روزهاي خوب که در راهيد! اي جاده هاي گمشده در مه ! xa0اي روزهاي سخت ادامه ! xa0از پشت لحظه ها به در آييد ! xa0اي روز آفتابي ! اي مثل چشم هاي خدا آبي ! اي روز آمدن ! اي مثل روز ، آمدنت روشن ! اين روزها که مي گذرد ، هر روز xa0در انتظار آمدنت هستم ! xa0اما با من بگو که آيا ، من نيز xa0در روزگار آمدنت هستم ؟ xa0...
ادامه مطلب
زندگی سخت بهانه جویی میکند این دلِ وامانده را مدام اذیت میکند xa0 هر شب از خود میکند بیخود مرا هی برایم بیخودی لج میکند xa0 هر چه کردم امتحان تا او شود آرامِ جان با بی محلی های خود مرا مجازات میکند.. xa0 خودم سرودم :)...
ادامه مطلب
انتظار..عقربه ها کندتر از همیشه، لحظه ها را فریاد میزنندلحظه هایی که به کندترین شکل ممکن میگذرندنمیدانم اگر میخواستم از مزخرف ترین لحظه های زندگیم لیستی تهیه کنم، چه تعداد میتوانستم پشتِ هم ردیف کنم، ولی بی شک انتظار کشیدن یکی از آنها بودگاهی چنان زجر آور که طاقتِ آدمی را طاق میکندبه خاطر ندارم در گذشته نه چندان دورخود، برای گذشتن لحظه ها این چنین بیقرار بوده باشم.در روزهای ماقبل از آبان همیشه از گذر زمان بیم ناک بودم و از بزرگ شدن فراری!تنها تفاوت الان با گذشته بی اعتنایی به گذرِ زمان است و بس،...
ادامه مطلب
سقراط میگه اگه سه چیز در زندگی خود داشتید، بدانید که فردِ شادی هستید. کاری برای انجام ، چیزی برای عشق ورزیدن، و بارقه ای برای امیدوار بودن.. xa0 به نظرم تمام زندگی هم تو داشتن همین سه چیز خلاصه میشه، و هر مشکلی رو میشه باهاش حل کرد. در ظاهر داشتن و به دست آوردن بعضی چیزا خیلی ساده س.. منتها در عینِ سادگی سخت میشه به دستشون آورد. مثه همین کار، مثه همین عشق، مثه همین امید داشتن.. رابطه مستقیمی هم با هم دیگه دارن. چرا که اگه یکی از اینا باشه میشه برا داشتن بقیه چیزا جنگید.. xa0 من نیز آیا شادم؟؟...
ادامه مطلب
از امشب تصمیم گرفتم از شرایط کاریم به هیچ عنوان گله و شکایت نکنم. اینکه ساعت کاریم زیاده؟ حقوقم کمه؟ کارم سخته؟ و... کلا جملات منفی که غیر از انرژی منفی و حس بدی که به آدم منتقل میکنه چیز دیگه ای نداره دوری کنم. مهمتر از همه شرایط بیکاری رو به خاطر بیارم و ببینم چه ها که نمیخواستم انجام بدم ولی یه شغل ثابت داشته باشم. و در کل از زندگیم گله و شکایت نکنم. اگه ناراضیم باید تغییرش بدم، اگر نمیتونم باید تحمل کنم. نِق زدن ممنوع آقا.....
ادامه مطلب
دلم هرشب برایت خیالبافی می کند؛ هر شب برایت عاشقی میکند تا مرزِ بی نهایت، این زندگی به قدری کوتاه است که حسرتِ همه چی را به دلمان می گذارد، بیا و کمی به من و خودت زندگی ببخش.. xa0 +من نه در انتظار کسی هستم، و نه شکستِ عشقی! خورده ام.. فقط دوست دارم بنویسم.....
ادامه مطلب
جمعه باشد هوس یار کنی هر چه خواستی به دنیا بار کنی xa0 جمعه باشد دلت از غصه بگیرد رخ دلدار نبینی، نفسی چاق کنی xa0 xa0جمعه باشد تو و یک تنهایی زندگی سخت شود، بر همه کس فکر کنی xa0 جمعه باشد چه نباشد، سخنی نیست که نیست چون کسی نیست برایش سخن آغاز کنی... xa0 شعر و خودم سرودم :) xa0...
ادامه مطلب
همیشه از استرس فراری بودم،xa0 از اینکه بیخود و بی جهت ، تپش قلب بگیرم، دستام حتی توان نگه داشتن گوشی رو ندارن، این روزها که قراره اتفاق های خوب بیفته، پس چرا این همه بیقرارم؟ این وضعیت، بدجور حالمو بد میکنه نای انجام هیچ کاری رو ندارم،xa0 لعنتی ترین حس ممکن رو دارم.. xa0 +کمی برایم آرامش تجویز کن.....
ادامه مطلب
این چیست که چون دلهره افتاده به جانم حالِ همه خوب است من اما نگرانم.. xa0...
ادامه مطلب
باز دیدن همان صحنه که لحظه دیدنش، جهان برای ثانیه ای ایستاده برایشان اشک می ریخت! لحظه ای که تمام هستی با همه عظمتش در مقابل چشمانم فقط در همین دو نفر خلاصه میشد.. دونفر که همزمان ترحم هزاران رهگذر در پی شان بود و کاری از دستِ کسی بر نمی آمد.. خدایا خودت کاری بکن......
ادامه مطلب
تا کس نَبَرَد ره به شناسایی ذاتم، گه مومن و گه کافر و گه گَبر و یهودم......
ادامه مطلب
گاهی وقتا بعضی کلمه ها رو که روی کاغذ مینویسم و چند بار تکرار میکنم، بارِ معنایی خودشون رو از دست میدن! امروز هم همین اتفاق افتاد.. همونxa0 لحظه یه حسِّ عجیبی بهم دست داد، یه لحظه دنیا پر از سکوت شد و ذهنم خالی از هر کلمه و رویدادی.. و بعد باز همه چیز به نقطه اول بازگشت... xa0...
ادامه مطلب
خیلی وقته که گریه نکردم! سالهای پیش که هیئتی بود و دلی و بود شور و حالی, گاهی خودمو خالی میکردم.. الان احساس میکنم یه بُغض رو گلومِ و به اندازه یه کوه رو شونه هام سنگینی میکنه، یه جای دِنج میخوام، با درهای بسته، به دور از هیاهوی دنیا .. xa0آروم اشک بریزم.. برا همه روزهایی که سخت گذشت.. برا همه لحظه هایی که دلم شکست.. برای همه حرف هایی که شنیدم.. برای خودم؛ برای این زندگی، که همیشه کم داشت و کم داشت و کم داشت... xa0 "دلم فریاد می خواهد ولی در انزوای خویش چه بی ازارxa0xa0با دیوار نجوا می کند هر شب...
ادامه مطلب
وقتی هرشب بخیر میگذرد؛ بی آنکه کسی به تو بگوید: "شب بخیر"___________...
ادامه مطلب
امروز به طرزِ عجیبی استرس داشتم، همش میترسیدم که نکنه اتفاقِ بدی قراره بیفته! تو کلاس هم همش بیقرار بودم.. خیلی روز مزخرفی بود. از هر چی شنبه س متنفرممم.. xa0 +پرسپولیسم بُرد :))...
ادامه مطلب
دلم که میگیره دیگه دوست ندارم هیچ کاری بکنم، فقط دوست دارم دراز بکشم و آهنگ گوش بدم.. تمومِ جزوه ها ریخته رو سرم و هیچی نخوندم، یعنی میخونم ولی هیچی متوجه نمیشم، باز افتادم رو یه سیکل معیوب... xa0 ای که دستت می رسد کاری بکن... xa0...
ادامه مطلب
زندگی زیباست؛ اما عادلانه نیست.. xa0 خدای من؛ نمی دانم در آن دنیا، حساب و کتابت چگونه است؟! وقتی بهش فکر هم میکنم، مطلقا به نتیجه ای هم نمیرسم. اما به کار بردن حتی یک کلمه، یا فکر کردن به بعضی از مسائل رابطه مستقیم داره با شرایطی که توش داریم زندگی میکنیم. اگر شرایط بهتر و بدتری بود، اعمال و رفتار آدمها هم به نسبت همان تغییر میکرد. و من کاملا مشتاق به دونستن اینم که قراره بین آدمها به چه شکل و بر چه اساسی قضاوت بشه؟! xa0«تکرار»...
ادامه مطلب